درخواست های ارتباط
جستجو
لیست دوستان من
صندوق پیام
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست پیام ها
صندوق پیام
رویدادها
همه را دیدم
  • در حال دریافت لیست رویدادها
همه رویدادهای من
تخفیف های وب سایت
همه تخفیف ها

عضویت در

کانال تلگرام

توسینسو

اطلاعات مطلب
مدرس/نویسنده
پویان عارف پور
امتیاز: 209265
رتبه:4
611
256
28
1198
پویان عارف پور ، از بنیانگذاران وبسایت توسینسو ، مهندس الکترونیک ، گرافیست و نقاش حرفه ای ، سابقه برگزاری چندین نمایشگاه طراحی و نقاشی و شرکت در حراجیهای آثار هنری در خارج از کشور ، دارای مدرک MCSE از شرکت مایکروسافت ، تخصص در حوزه Photoshop ، After Effects ، Corel ، Premiere دارای مدرک Security از مایکروسافت ، مدرس دوره CSCU , ICDL. سرپرست اسبق واحد انفورماتیک مرکز بهداشت جنوب تهران ، سرگروه تیم مهندسی آی تی دانشگاه علوم پزشکی تهران ، مدرس کسب درآمد اینترنتی در آریاگسترنت ، مدرس دوره Network+ در دانشگاه علوم پزشکی تهران ، دارنده مدرک بازارهای مالی Forex از موسسه Emoney. پروفایل کاربر

ویدیوهای پیشنهادی

چرا بیکاری زیاد شده ؟ فرصت شغلی نیست یا علتش زیاده طلبی هست ؟

تاریخ 3 ماه قبل
نظرات 6
بازدیدها 146

چرا بیکاری زیاد شده ؟ فرصت شغلی نیست یا علتش زیاده طلبی هست ؟


چرا بیکاری زیاد شده ؟ فرصت شغلی نیست یا علتش زیاده طلبی هست ؟


"شماهایی که رشته الکترونیک قبول شدین یعنی هوش و حافظه خوبی داشتین ولی همتون مهندسای الکترونیک موفقی نمیشین... ولی همین شماها اگر یه بقالی بزنین میشه امیدوار باشین که بعدا یه فروشگاه زنجیره ای داشته باشین یا حداقل یه سوپرمارکت بزرگ و پردرآمد! پس تا دیر نشده همین الان اوناییتون که میبینین با نمره های پایین دارین درسا رو پاس می کنین یا هی میفتین این رشته رو ول کنین اگر هم میخواسن حتما لیسانس و آکادمیک باشین برین رشته های انسانی بخدا شاگرد اول میشین!!"

این حرفای یکی از استادای دانشگاهم بود که اگرچه خیلی ازش بدم میومد چون خیلی نگاه از بالا به پایین داشت و همیشه دانشجوهاش رو تحقیر می کرد ولی خداییش حرف حساب های زیادی میزد و یکیش همین بود. به این حرفش خیلی وقتها فکر می کردم و میدونستم اگر رشته هنر می رفتم و یا روانشناسی حتما پیشرفت خوبی داشتم ولی خب شرایط و بخصوص اصرار پدری مستبد اجازه تغیر رشته رو هم بهم نمیداد و اینکه در آزمونهای تمرینی کنکور دبیرستان همیشه رتبه زیر ده داشتم اون هم دبیرستانی که چندین قبولی دانشگاههای معتبر کشور رو داشت اطرافیانم رو بیشتر به این نتیجه میرسوند که باید مهندس بشم.

چرا بیکاری زیاد شده ؟ فرصت شغلی نیست یا علتش زیاده طلبی هست ؟


این موضوع که اگر کسی در زمینه مورد علاقه اش کار کنه احتمال موفقیتش خیلی بالاتره بعنوان یکی از سوژه های آماری و تحقیقی مورد علاقه ام همیشه با من بود و بطور ناخودآگاه زیاد راجع بهش تحقیق کردم و الان دیگه مطمئنم همینطوره و حتی اگر شخص بی علاقه به موضوعی وارد حیطه ای شد و دیدی موفق شده شک ندارم در بین راه به اون حیطه علاقه پیدا کرده که تونسته انقدر پیشرفت کنه ولی اما اگرهایی هم هست مثلا این روزها جوانهای زیادی رو می بینم که وارد بازار کار که میخوان بشن به هیچ چیز بجر درآمدش فکر نمیکنن و از اون بدتر می پرسن چه شغلی الان درآمدش بهتره؟ بجای اینکه فکر کنن استعداد چه کاری رو دارن. الان خیلی از مشاغل هست که نمیگم راحته ولی درآمدش هم بد نیست ولی بجاش می بینیم مردم اولین فرصت شغلی رو اسنپ میدونن یا اگر بتونن مغازه بزنن سریع میشه زیراکسی یا خدمات کامپیوتر (این هم معمولا همون فتوکپیه که ویندوز هم توش نصب می کنن و در هردوشون هم کامپیوتری و هم فتوکپی سی دی رایت میشه – تایپ انجام مییشه – فلش مموری و سی دی و دی وی دی رایت و فروخته میشه حالا شاید توی فتوکپی دفتر بفروشن توی کامپیوتریه کیف سی دی) درصورتی که شما در همون محله ممکنه کتابفروشی نبینی.

پیش از اینکه بزنم توی قلب مطلب اجازه بدین یه مثال دیگه هم بزنم. چند سال پیش قبل از اینکه از رفتن از ایران منصرف بشم داشتم کتابی مینوشتم و داشتم برای نمایشگاه نقاشیم آماده میشدم و تصمیم گرفتم اداره رو ول کنم و برم شمال توی یه منطقه سرسبز ولی دم یک روستای دورافتاده و فقط به کتابم برسم و نقاشی کنم یه مدت و به ذهنم رسید حالا درسته که عایدی ای به اندازه خورد و خوراکم داشتم ولی ایده بدی نبود که چند تا مرغ و خروس هم داشته باشم و یه بزی گوسفندی که از شیرش هم استفاده کنم . از یکی از همکارهای شمالیم آمار قیمت گاو گوسفند و نگهداریشونو پرسیدم دیدیم ای دل غافل ! چه درآمدی توی اینا نهفته هست ! یعنی حتی با چند راس گوسفند و یا یکی دو تا گاو و داشتن محصولاتی مثل پنیر و کره محلی درآمدتون میتونه از یه مهندس آی تی در تهران بیشتر باشه ... مثلا من نمیدونستم گاو روزی سه باز و هربار چندکیلو شیر تولید میکنه یا مثلا نرخ کره محلی چنده و فقط یکم سلیقه بسته بندی و بازاریابی میخواد که یک کار و کسب با درآمد خوب و حتی در سطح کوچک راه بیفته. پس چرا جوانهای اون اطراف این کار رو نمیکنن ؟؟

همکارم پاسخ جالبی داد همه جووناشون رفتن دانشگاه حالا مهندس شدن دیگه افت داره براشون بیان طویله تمیز کنن یا گاو بدوشن شاید کمی در مرحله اول همه ما جبهه بگیریم بگیم نه کار که عار نیست و غیره ولی با یک نگاه در جوانهای اطرافمون میبینیم آره دور از واقعیت نیست و اکثر جوانها به محض خروج از دانشگاه دنبال یک کار تروتمیز می گردن و بماند که بعضی جویای کارها رو دیدم که میگی چه کاری بلدی میگه من برای کارهای مدیریتی خوبم و خوب مدیریت می کنم ضمن عرض خسته نباشید به این دوستان باید بگم خود اون آشنای شما چلاغ نیست که اگر کار مدیریتی خوب سراغ داشت اول برای خودش جور می کرد.

چرا بیکاری زیاد شده ؟ فرصت شغلی نیست یا علتش زیاده طلبی هست ؟


صحبتم رو اشتباه نگیرید نمیگم طرف چندسال درس خونده بریزه دور بلکه میگم درسته که خیلی کارهایی که درست یا غلط از فارغ التحصیلای دانشگاهی در اونها استخدامی داشته ولی میشه کارهای دیگه ای هم انجام داد و اون دانسته ها رو در اونها بکار گرفت مثلا دوستان شاهدن اگر افتخار همکاری با دوستان در توسینسو رو نداشتم از مهارت آی تی و دانسته هام برای تبلیغ و رشد دادن کار نقاشی استفاده می کردم و شاید به ظاهر ربطی نداشته باشه و هرکسی نمیدونه چطور سرچ کنه، چطور پیجهای تبلیغاتی داشته باشه و مانند اینها و برای همینه که مثلا اینستاگرام من بدون هیچ تلاشی الان چهارهزار فالوور داره همش نتیجه چند راهکار ساده هست که با سرچ بدست میاد. یا کلیپی در یوتیوب دارم که بالای پنجاه هزار بازدید داشته و به همین شیوه مهندس الکترونیک میتونه در اتوماتیک کردن فرآیند های کار یک گلخانه از دانشش کمک بگیره یا بازاریاب میتونه برای فروش محصولش مثلا رفته توی کار ساخت درهای شیک با معرق کاری و میتونه از این مهارتش استفاده کنه.


چرا بیکاری زیاد شده ؟ فرصت شغلی نیست یا علتش زیاده طلبی هست ؟


حالا جایگزین نداشتن شغل شده اسنپ. رانندگان زیادی رو می بینیم که لیسانس و فوق لیسانهای مختلف دارن ولی میان راننده میشن. خب درآمدش خوبه ولی تا کی ؟ شما چندسال میخوای رانندگی کنی؟ بالاخره یه روز اون کلاژ ترمز گرفتن پدر زانوتونو در میاره و پس انداز چی میشه ؟ دوست عزیزی که لیسانس شیمی داری میدونی چه چیزهایی توی این کشور داره موادش وارد میشه که شاید شما با کمی تحقیق میتونی تولیدش کنی؟ دوستی که مکانیک خوندی میدونی طراحی لوازم تاشو این روزها چقدر خوبه؟ دوستی که برق خوندی میدونی یه دستگاه فرز دستی کوچیک بخوای بخری نیست؟ من میدونم که دست به جیبی مردم در ایران خوب نیست و بیشترین تقصیر رو متوجه شرایط اقتصادی می دونم ولی در همین شرایط هم شما در هر منطقه کشور و هر قسمت حتی هر شهر سر بزنی متوجه میشی جای چند کالا خالیه که شاید تولیدش هم هزینه زیادی نداره. نمونه اش همین آموزشهای آنلاین. از آموزشهای هنری مثل خطاطی بگیر تا تعمیر موتورگلایدر...

چرا بیکاری زیاد شده ؟ فرصت شغلی نیست یا علتش زیاده طلبی هست ؟


به خیلی از جویندگان کار اینها رو میگم و عباراتی میشنوم مثل بازار خرابه ولی وقتی بپرسید امتحان کردی؟؟ طبیعتا میشنوی نه. هیچ تلاشی که نکرده هیچ، حتی تحقیقی هم نکرده که چطور میشه شروع کرد. چندوقت پیش درباره یه پروژه بلند مدت صحبت بود و یه بنده خدایی میگفت شما حتی یه مغازه هم بزنی دو سه سالی طول میکشه تا به رونق بیفته و شاید حتی سال اول ضرر هم بدی ولی این جزو هر کاری هست و تا به رونق برسه طول میکشه. از دید من با چیزایی که در جامعه می بینم متاسفانه اکثر مردم جامعه بیکار ما سه ضعف دارند که باعث میشه همش دنبال ساده ترین شغلها برن و یا بیکار باشن :

  • تنبلی

"کی حوصله داره بره هنر یاد بگیره مثلا بره نجاری یا معرق یاد بگیره ولش کن ایناهاش اسنپ رانندگی که بلدم میرم راننده میشم" یا مثلا "همون چندسال دانشگاه بسه اصلا هم به دردم نخورد برم فلان حرفه یاد بگیرم که چی؟" دقت کنید می بینید همه دوست دارند به سمت شغلهایی بروند که یادگیری و کسب مهارت لازم نداشته باشه و نتیجه این میشه که می بینید یه عالمه مغازه های مشابه در یک خیابان هست ولی صنایع دستی نمی بینیم، خراطها و نجارها اگر در شهر باشند در یک گوشه ای جمع شده اند. بقیه مثالها را شما بگویید؟ چه چیزهایی هست که در اطراف شما باشد بازار خوبی دارد ولی در شهر شما جاش خالی هست؟ خلاصه این تنبلی شامل تنبلی در یادگیری، تنبلی در پرس و جو در حیطه مرود علاقه، تنبلی در تلاش و کوشش و غیره هم میشه.

  • شش ماهه به دنیا اومدن

هم در زمینه کار و هم زندگی این روزها زیاد این رو می بینیم . شاید بپرسید در زندگی چطور؟ در زندگی روزمره به این شکل که جوانها ازدواج می کنند و در کمتر از ی سال جدا میشن چون فکر میکنن همه چیز باید آماده باشه و حوصله ندارن زندگیشونو از صفر بسازن و همین قضیه در مشاغل هم دیده میشه. کاری که زحمت داشته باشه عخه! یعنی میخوان همین امروز که درسشون تموم شد با مدرک دانشگاهی که استاداش هم جایی بجز اون دانشگاه نمیتونن استخدام بشن ، پست بالا با درآمد عالی بگیرن. از همه کسایی که توی دوست و آشناهاتون الان دستشون به دهنشون میرسه بپرسین از کجا شروع کردن؟ اگر همشون هم از رده های پایین شروع نکرده باشن بالای نود و نه درصد آدمهای موفق اینطور بودن و از صفر یک کاری رو شروع کردن و دنبالش رو گرفتن و بعد از سالها موفق شدن البته عرض کردم آدمهای موفق رو میگم نه خلافکارها مثلا اینکه حالا یکی قاچاق سوخت کرده میلیاردر شده یا اونیکی رئیس مافیا شده با آدمکشی شروع کرده یه شبه پولدار شده به هرحال از پایین و با هیچی شروع کرده وشاید زمان کمی طی کرده تا پولدار بشه ولی در عوض خطر و ریسکش خیلی زیاد بوده و هست.

  • خودبزرگ بینی

مثلا طرف یه آگهی توی یه روزنامه میده "جویای کار با مدرک فلان و بهمان" منظر میمونه تا یکی بیاد بگه وااااااااای دکتر یا مهندس کجا بودی تا شوم من چاکرت ! یا درجای دیگه اشاره کردم طرف یک سری کارها رو برای خودش افت میدونه. بله بعضی حاها به ناحق دارن یک سر ی کارها رو از نیروهاشون میخوان که واقعا برای اون سطح افت داره الان روی صحبتم با اون عده هست که حاضر نیست کارمند بشه یا زیر دست باشه و میخواد همون اول یه دفتر شیک بهش بدن با یه منشی و پاش رو بندازه رو پاش و به منشیش هم بگه "بگین وقت نداره – بگین جلسه هست!" (مثل اکثر مدیرا و رتبه بالاهای دستگاههای دولتی... الته اگر اصلا تصمیم بگیرن حقوقشون رو حلال کنن و در محل کار حضور پیدا بکنن). برای مثال طرف دو ساله بیکاره و اگر همین دو سال رو با یک کار شروع کرده بود الان دو سال سابقه کار داشت و مقداری تجربه ولی دوسال که بیکار هست هیچ باز هم بیکار میشینه توی خونه تا اون کا ر رویایی بیاد سراغش.

چرا بیکاری زیاد شده ؟ فرصت شغلی نیست یا علتش زیاده طلبی هست ؟


کلام آخر:

گذشت اون دوره ای که به قول اون خواننده ای که ما که نمیشناسیم توی تاکسی شنیدم میگفتن " وای بچه ها مهندس اُمده بریم تماشا" (آهنگش باحاله مخصوصا اونجاش که میگه "پول پیتزا ندارم سیب سمبوسه میارم اگه او مهندسه مَنم پی اِچ پی میگیرم") اون دوره گذشته و الان در کشورهای پیشرفته می بینید درآمد یک لوله کش ساختمان بیشتر از یک استاد دانشگاه هست و نیروی کار رو هم با جستجوی خانه به خانه پیدا نمی کنن. باید دیده بشید حالا یا در وبسایتها یا در جامعه کاری و در هر صورت با بیکار نشستن در خانه اون موقعیت رویایی پیش نمیاد.

برداشتن قدم اول و شروع به یک کار و یا استارت یک کسب و کار تازه قدم اولتون هست و این قدم اول ممکنه چندسالی بسیار سخت و طاقت فرسا باشه منتهی توی این دنیا چی سخت نیست ؟؟ بخواید لاغر بشید سخته بخواید چاق بشید از یه جایی به بعد سخته، درس خوندن و یا حتی گاهی خوابیدن هم سخته ! منجمله سختیهای زندگی امروزی کسب درآمد هست. راه آسون نداره.

منتظر دولت نباشین که براتون کار ایجاد کنه. من توی این چهل سال زندگی به این نتیجه رسیدم که در کشور ما دل به دولت بستن امید واهیه. باید خودتون دست بکار بشین. روزگار منتظر فرصت شغلی بودن برای شروع گذشته و الان کارهای ابداعی و ایده هایی که به عمل تبدیل شدند موفق میشن نه ایده و خیالپردازی درازکش توی اتاق یا حین تخمه خوردن پای تلویزیون. اگر کسی بیکار هست بهتره حتی کاری رو رایگان مدتی انجام بده تا شغل با درآمد پیدا کنه تا اینکه بشینه توی خونه دری وری به کسادی بازار و نبود کار بگه چون اگر مشغول به کار نشه هرچی بلده هم یادش میره.

باز هم تاکید می کنم کارهایی هست که درآمد خوبی داره ولی همت زیادی میخواد یا سختیهایی داره که کسی سراغش نمیره حالا یا بخاطر نوع کار یا شرایطش یا مکانش مثل اون دوره که کار در عسلویه محبوب خیلی ها بود.


*********

امیدوارم مورد استفادتون واقع بشه و اگر شد پسند یادتون نره :)
بخاطر داشته باشین شما هم میتونین دانسته های خودتون رو در توسینسو به اشتراک بگذارید.
--

نویسنده : مهندس پویان عارف پور
منبع : جزیره فرهنگ و جامعه وب سایت توسینسو
هرگونه نشر و کپی برداری بدون ذکر منبع و نام نویسنده دارای اشکال اخلاقی می باشد .



برچسب ها
مطالب مرتبط

در حال دریافت اطلاعات

نظرات
  • سلام
    نکات بسیارر خوبی رو بیان کردید
    چیزی که همیشه دارم بین دوست و رفیقام میبینم بزرگ بینی هست،طرف توقع داره با ماهی ی تومن به بالا شروع به کار کنه و حتی حاضر نیست زحمت بکشه برای اون چیزی که میخواد
    امید تو جامعه کم رنگ تر شده و من فکر میکنم دلیلش همینه
  • سلام. ممنونم
    به جوونها حق میدم انتظار حقوق خوب داشته باشن قبول دارم کشور ما ثروتمنده و انتظار میره مردم در رفاه باشن ولی خب چاره ای نیست و مدل این کشور اینطوره و باید با توقع کم شروع کرد و یا از اول کار و کسب راه انداخت.
  • سلام
    من نظر شخصی خودم رو به عنوان کسی که این دوران رو گذرونده میگم
    به نظر من دوستانی که میرن دانشگاه و مدرک دانشگاهی میگیرن و فارغ التحصیل میشن باید بدونن که تازه اول راه هستند و باید تازه کارشون و تلاششون رو شروع کنند و یک کاری رو یاد بگیرن و .... و تنها فرقشون با کسی که دانشگاه نرفته اینه که چون تحصیل کرده هستند و فکر بازی دارن زودتر از تحصیل نکرده ها به نتیجه میرسن ، مثلا اگر در شغلی یک بی سواد باید 10 سال تلاش کنه تا به نتیجه برسه ، ممکنه یا تحصیل کرده با 2 سال تلاش به همون نتیجه برسه...
    مشکل اینه که فارغ التحصیلان دانشگاه ما فکر میکنند که بعد از فارغ التحصیلی آماده کار هستند و باید یکی بیاد بهشون کار بده ....اما این نظر کاملا اشتباست .به نظر من به دانشگاه باید فقط و فقط به عنوان یک ابزاری برای پیشرفت استفاده بشه ، یعنی توی دانشگاه باید یاد بگیری چطور فکر کنی ، چطور ارتباط برقرار کنی ، چطور تحقیق کنی و چطور یک ایده رو پرورش بدی.... اینکه فکر کنی با تمام شدن دانشگاه ، شما هم الان تو کارت خبره هستی کاملا اشتباست ..خوده من معمولا پایان ترم دانشگاه کارم میشه تحویل پروژه دانشجوهایی که خودشون بلد نیستند پروژشون رو تحویل بدن به جرآت میتونم بگم که 90 در صد دانشجوها حتی همون درسی که بهشون یاد میدن رو هم یا نمیفهمند یا یاد نمیگیرن
    من توی این سالها بیشتر از 30 تا شاگرد داشتم ، شاگرد دبیرستانی تا شاگرد فوق لیسانس ....اما باور کنید توی این 30 تا شاگرد فقط یک شاگرد دبیرستانی داشتم که می فهمید و یاد میگرفت...
    گاهی برای یاد دادن به شاگرد فوق لیسانسم باید 2 هفته سعی میکردم تا اون برداشت یا مطلب اشتباهی که یاد گرفته رو پاک کنم تا مطلب درست رو بفهمه و قبول کنه ....
  • دقیقا الان یکی از شغلهای پر رونق شده تحویل پروژه و پایان نامه تا جایی که یکی از همکارام توی دانشگاه علوم زرشکی تهران ... ببخشید علوم پزشکی تهران ! ... چند ماه توی صف بود که نوبتش بشه و تازه چندماه هم دیرتر پروژه اش رو دادن ( خاک با کود تو سرش البته با این مدرکش ) یعنی انقدر سر موسسه مورد بحث شلوغ بود.
  • سلام
    دقیقا همینطوره ،
    + شرط یونیک بودن در کار هم (یک یا چند ویژگی) لازمه ، وگرنه در خانمها با سر و تیپ و نکته ... و در آقایون با زد و بند و دور زدن، رقبا تشریف دارند:)
    خود من هم تابع شرایط بودم و بیشتر دروس رو گذروندم (تا مصاحبه دکتری ۹۷ ) و تابع شرایط بازار کار تجربه مشاغل متنوعی همزمان داشتم .همین الان هم دنبال شغل بودم و آگهی ها رو می دیدم !!

    اما باور کنید که ** علاقه برکت به کار میده **

  • استعداد ، انگیزه همان طور که گفته شد خیلی اهمیت داره اما میخواهم همت را بگویم. بله همت کردن .در یک کلاس سمینار تصویر پروژکتور معکوس شده بود و تصویر را نمی شد درست دید . من رفتم درست کنم دیدم اکثر افراد تحصیلکرده و با سواد هستند اما نمی توانند منوهای انگلیسی ویدئوپروژکتور را بخونند و تصویر را درست کنند . بعد از اینکه درت کردم با خودم گفتم آخه این چیز سختی بود که کسی بلد نباشه اما واقعیت این بود که گفتم . شاید اگر کسی کمی همت می کرد می تونست درست کند تصویر معکوس را

برای ارسال نظر ابتدا به سایت وارد شوید